دلتنگی یک مادر برای فرزندش
پسرک عزیزم
سلام
مامانی الان تو اداره نشسته ولی همه فکرش پیش پسرک کوچولو و نازنینشه دل این مادر برای تنها فرزندش خیلی خیلی تنگ شده

آروین عزیزم تو را به وسعت بیکرانها دوست دارم ،تو مفهوم عشق و زندگی من هستی .فرزند زیبایم دل مامانی خیلی تنگ شده و هوای پسر کوچولوی نازش را کرده است کاش پیشت بودم و از شنیدن صدای خنده ات مست می شدم ،ای کاش الان پیشت بودم و تو را غرق بوسه می کردم ،ای کاش پیشت بودم و تو برام آواز می خواندی
برای تک تک لحظات شیرینت دلتنگم

ولی تو پسر عزیزم ،شیرین ترین ثمره زندگیم خوب می دانی که مامانی برای به دست آوردن این موقعیت خیلی تلاش کرده و مطمئنم که روزی برای این تصمیم به من حق خواهی داد
تو زیباترین شاه بیت غزل زندگیم خیلی باهوش و خوش اخلاقی و پیش مامان جون و خاله ها آرومی و این به من آرامش می دهد و کمی از بار دل تنگی هایم می کاهد .
وقتی ظهر از اداره بر میگردم و تو را صدا می زنم هیجان زده می شوی و می خندی و مشتاقانه خودت را بسوی من پرت می کنی و چه زیباست لحظه ای که بعد از چند ساعت فرزند در آغوش مادر جای می گیرد فرزندم برای آن لحظه دلتنگم
ولی قول می دهم خیلی زود بیایم و تو را در آغوش بگیرم پس منتظرم باش

بوی یوسف میدهد پیراهنت _ پیر کنعانم براى دیدنت
لیلا مادر دلتنگ تو


دلتنگی یک مادر برای فرزندش
